
همهچیز از وقتی شروع شد که حمید کشاورز، نماینده صاحبان اکثریت سهام ایرانخودرو، پشت تریبون قرار گرفت و گفت هدف این است که ایرانخودرو به «تویوتای ایران» تبدیل شود.
کشاورز این هدفگذاری را در جمع خبرنگاران تخصصی خودرو مطرح کرد که به ضیافت شام ایرانخودرو به مناسبت روز خبرنگار دعوت شده بودند.
زمان و مکان مناسبی برای اعلام یک «هدف» و نه یک «آرزو» بود؛ جمع خبرنگاران و فعالان رسانه. وقتی بخش خصوصی چنین هدف بزرگی را علنی میکند، در واقع توقعی در جامعه به وجود میآورد که در دل آن، حق مطالبهگری نیز نهفته است.
به گزارش خودرونامه، اما تویوتا شدن، هدفی یکطرفه برای سهامداران و مدیران ایرانخودرو نیست. این مسیر سه ضلع دارد: مردم، بنگاه و سیاستگذار.
تویوتا شدن یعنی حق با مشتری باشد؛ تولید رقابتی باشد؛ بازار در تعیین قیمت نقش اصلی را داشته باشد و انحصار، جای خود را به انتخاب بدهد. یعنی خودروسازان بزرگ دنیا بتوانند در این بازار حضور داشته باشند و ایرانخودرو نیز مجبور باشد برای جلب مشتری با آنها در کیفیت، قیمت، ایمنی و خدمات رقابت کند.
برای بنگاه، تویوتا شدن یعنی پایان دادن به بهانهها؛ کاهش هزینه، افزایش بهرهوری، ارتقای کیفیت، سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه، احترام به مشتری و ساخت محصولی که مردم نه از سر اجبار، بلکه به انتخاب خود بخرند.
برای سیاستگذار، یعنی ایجاد ثبات، کاهش مداخلات، حمایت از رقابت و فراهم کردن امکان فعالیت واقعی بخش خصوصی؛ نه حمایت از یک بنگاه در برابر رقابت.
و برای مردم، یعنی مطالبه کیفیت، ایمنی و قیمت منصفانه و ترجیح محصول بهتر؛ فارغ از اینکه سازنده آن چه نامی دارد.
هدفگذاری برای تبدیل ایرانخودرو به «تویوتای ایران» را باید به فال نیک گرفت، اما نه بهعنوان یک شعار تجاری. از همین امروز باید الزامات آن را مطالبه کرد و عملکرد بنگاه و سیاستگذار را با همان هدف سنجید.
تویوتا شدن ایرانخودرو آرزو نیست؛ هدفی دشوار است که با سیاستگذاری درست، رقابت واقعی، آزادی فعالیت بخش خصوصی و قدرت انتخاب مردم میتواند دستیافتنی شود.
و شاید از این پس یک پرسش ساده، معیار خوبی برای سنجش این مسیر باشد:
آیا مردم، هر سال دلیل بیشتری برای انتخاب ایرانخودرو دارند؟
