
۲. ایرتویا: خانواده اصغر حدادزاده از قدیمیترین خانوادههای فعال در تجارت خودرو در ایران به شمار میروند. اصغر حدادزاده در سال ۱۳۵۲ «ایرتویا» را پایهگذاری کرد و این مجموعه سالها با تویوتا در ایران شناخته میشد. خانواده حدادزاده بعدها از طریق «نگین خودرو» در واردات محصولات رنو نیز حضور پیدا کردند.
۳. مؤسسه نوریانی: خانواده نوریانی، از خانوادههای باسابقه صنعت چاپ ایران، برای دورهای نامشان با BMW در ایران گره خورد. مرحوم مرتضی نوریانی از چهرههای شناختهشده صنعت چاپ بود و علی نوریانی در حوزه خودرو فعالیت داشت. فعالیت فروش و خدمات BMW ابتدا با نام مؤسسه نوریانی و سپس از سال ۱۳۸۶ با نام «پرشیا خودرو» ادامه یافت.
۴. منوچهر منطقی: یکی از مدیران اثرگذار صنعت خودرو در دهه ۸۰ که از آذر ۱۳۸۱ تا فروردین ۱۳۸۸ مدیرعامل ایرانخودرو بود. منطقی سالها بعد، در اسفند ۱۴۰۰، به معاونت صنایع حملونقل وزارت صمت رسید. دوران مدیریت او در ایرانخودرو با تأکید بر توسعه مهندسی، طراحی محصول و عبور از مونتاژکاری شناخته میشد و نامش برای سالها در سیاستگذاری صنعتی و فناوری کشور حضور داشت.
۵. احمد قلعهبانی: از مدیران اثرگذار صنعت خودرو در دهه ۸۰؛ مدیرعامل سایپا و سپس رئیس هیأت عامل سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران. قلعهبانی در کنار مدیرانی مانند منوچهر منطقی، از چهرههایی بود که نامشان با مدیریت و سیاستگذاری صنعت خودرو در آن دهه پیوند خورده بود.
۶. پژو: شاید مهمترین شریک خارجی تاریخ معاصر ایرانخودرو. همکاری ایرانخودرو و پژو از اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ شکل گرفت و محصولاتی مانند پژو ۴۰۵، پارس، ۲۰۶ و مشتقات آنها برای چند دهه بخش بزرگی از بازار ایران را تشکیل دادند. پژو در دورههای تحریم از ایران خارج شد، اما میراث فنی و پلتفرمی آن همچنان در بخشی از محصولات ایرانخودرو دیده میشود؛ تا جایی که اصطلاح «فرهنگ پژویی ایرانخودرو» هنوز در ادبیات غیررسمی صنعت شنیده میشود.
۷. رنوپارس: شرکتی مشترک میان رنو و ایدرو که در سال ۲۰۰۴ تأسیس شد؛ ۵۱ درصد آن متعلق به رنو و ۴۹ درصد متعلق به ایدرو بود. رنوپارس قرار بود حلقه مدیریت همکاری رنو با ایرانخودرو، سایپا، پارسخودرو باشد و پروژههایی مانند ال۹۰ را هدایت کند. هدف بزرگتر، تبدیل ایران به پایگاهی برای تولید و صادرات محصولات رنو بود؛ مسیری که تحریمها و فراز و فرود روابط ایران با جهان اجازه نداد مطابق چشمانداز اولیه ادامه پیدا کند.
۸. ستاره ایران: نامی که روزگاری حضور مرسدسبنز سواری در مجموعه فعالیتهای مرتبط با ایرانخودرو را تداعی میکرد. همکاریهای ایران با مرسدسبنز در بخش خودروهای تجاری سابقه طولانیتری داشت، اما حضور خودروهای سواری این برند نیز در مقطعی با «ستاره ایران» شناخته شد. تحریمها و خروج شرکای خارجی این همکاری را نیز مانند بسیاری از پروژههای بینالمللی صنعت خودرو تحت تأثیر قرار داد.
۹. ایدرو: سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران برای چند دهه یکی از مهمترین نهادهای توسعهای و بالادستی صنعت خودرو بود. سیاستهای کلان، مشارکتهای خارجی و بخشی از مناسبات مالکیتی صنعت خودرو بدون نقش ایدرو قابل تصور نبود. امروز اما وزن مستقیم این سازمان در مدیریت روزمره دو خودروساز بزرگ نسبت به گذشته بهشدت کاهش یافته و سیاست حرکت دولت به سمت واگذاری سهام خودروسازی نیز نقش تاریخی آن را در حال تغییر قرار داده است.
۱۰. خودروی ملی: واژهای که از دهه ۷۰ به یکی از مهمترین شعارهای صنعت خودرو تبدیل شد و با پروژه سمند به اوج رسید. ایده اصلی این بود که ایران بهجای مونتاژ صرف محصولات خارجی، صاحب توان طراحی و توسعه خودرو با اتکای بیشتر به ظرفیتهای داخلی شود. شعارهایی مانند «خودروی ملی، اقتدار ملی» نیز محصول همین نگاه بودند. این واژه تا سالها در ادبیات رسمی صنعت خودرو حضور داشت، اما امروز بسیار کمتر شنیده میشود.
▫️پینوشت: خودروی ایران در چند دهه گذشته پر از نامها، شرکتها، پروژهها و کلیدواژههایی بوده که زمانی بخش مهمی از ادبیات این صنعت را تشکیل میدادند، اما امروز یا به حاشیه رفتهاند یا معنای سابق خود را از دست دادهاند.
