به گزارش خودرونامه به نقل از دنیای اقتصاد، از بهار امسال افزایش ماهانه قیمت کارخانهای برخی محصولات خودروسازان آغاز شده و در هفته گذشته نیز قیمتهای جدید محصولات ایرانخودرو با افزایشهایی در محدوده ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان برای خودروهای مختلف اعلام شده است. پیش از آن نیز در شهریورماه، قیمت محصولات این شرکت حدود ۴۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان افزایش یافته بود؛ افزایشی که به اعمال هزینههای جدید مرتبط با گواهی اسقاط خودروهای فرسوده نسبت داده شد.
تفاوت میزان افزایش قیمت در این دو مقطع نشان میدهد که قیمت نهایی خودرو تحت تأثیر مجموعهای از عوامل قرار دارد. هزینه مواد اولیه، قطعات، دستمزد، تأمین مالی و حملونقل در کنار نوسانات نرخ ارز و هزینههای ناشی از مقررات، بر بهای تمامشده تولید اثر میگذارند. با این حال، بدون انتشار جزئیات محاسبات قیمت، نمیتوان سهم هر عامل را در افزایشهای اعلامشده بهطور دقیق مشخص کرد.
قیمتگذاری دستوری در حال عقبنشینی است؟
قیمتگذاری دستوری سالها یکی از ابزارهای اصلی سیاستگذار برای کنترل قیمت کارخانهای و حمایت از مصرفکنندگان بوده است. این سیاست با هدف فراهم کردن امکان خرید خودرو با قیمتی پایینتر از بازار دنبال شده، اما فاصله قیمت کارخانه و بازار در عمل مشکلاتی مانند محدودیت دسترسی به خودرو و شکلگیری رانت ناشی از اختلاف قیمتها را نیز به همراه داشته است.
در مقابل، افزایش اختیار خودروسازان برای اصلاح قیمتها میتواند امکان تطبیق درآمد فروش با هزینههای تولید را فراهم کند. تثبیت طولانیمدت قیمتها در شرایط تورمی، در صورت افزایش هزینههای تولید، ممکن است فشار مالی بر بنگاه را افزایش دهد و بر توان سرمایهگذاری، پرداخت به زنجیره تأمین و تداوم تولید اثر بگذارد.
با این حال، افزایش قیمتهای کارخانهای بهتنهایی برای نتیجهگیری درباره پایان قیمتگذاری دستوری کافی نیست. تغییرات قیمت محصولات ایرانخودرو در ماههای اخیر، از جمله افزایشهای مرتبط با هزینههای قانونی، نشان میدهد که تصمیمهای سیاستگذار همچنان میتوانند بر بهای نهایی خودرو اثر بگذارند.
بنابراین، مسئله فقط کاهش یا افزایش مداخله مستقیم دولت نیست؛ بلکه باید مشخص شود قیمت خودرو بر چه مبنایی تعیین میشود، چه عواملی مجوز افزایش قیمت را ایجاد میکنند و مصرفکننده چگونه میتواند از جزئیات محاسبات مطلع شود.
وقتی خریدار از قیمت نهایی مطمئن نیست
پیامد تغییرات مکرر قیمت برای همه خریداران یکسان نیست. متقاضیانی که هنوز در طرح فروش ثبتنام نکردهاند، با قیمتهای جدید مواجه میشوند؛ اما برای افرادی که قبلاً در طرحهای پیشفروش یا مشارکتی شرکت کردهاند، موضوع به شرایط قرارداد و نحوه محاسبه مبلغ نهایی بستگی دارد.
این دسته از مشتریان ممکن است بخشی از منابع مالی خود را در اختیار خودروساز قرار داده و برای پرداخت باقیمانده وجه نیز برنامهریزی کرده باشند. در چنین شرایطی، تغییر قیمتها میتواند بر برآورد هزینه نهایی خرید اثر بگذارد؛ البته میزان این اثر به مفاد قرارداد هر طرح بستگی دارد و نمیتوان درباره تمام قراردادها حکم یکسانی صادر کرد.
از همین رو، اعلام شفاف شرایط قیمتگذاری، زمان تعیین مبلغ نهایی و نحوه محاسبه وجوه قابل پرداخت، اهمیت بیشتری پیدا میکند. مشتری باید بتواند با مراجعه به مفاد قرارداد و اطلاعیههای رسمی، تعهدات مالی خود را ارزیابی کند؛ نه اینکه صرفاً با انتشار فهرستهای جدید قیمت، درباره هزینه نهایی خرید خود دچار ابهام شود.
اختیار بیشتر، پاسخگویی بیشتر
افزایش اختیار قیمتگذاری برای خودروسازان، بدون تقویت شفافیت و پاسخگویی، لزوماً به بهبود رابطه میان تولیدکننده و مصرفکننده منجر نمیشود. اگر قرار است بنگاهها متناسب با تغییر هزینههای تولید قیمت محصولات خود را اصلاح کنند، مبنای این تغییرات نیز باید برای مشتریان روشن باشد.
از سوی دیگر، هرگاه مقررات جدید هزینهای به فرآیند تولید اضافه میکند، مشخص بودن اثر آن بر قیمت نهایی میتواند به ارزیابی دقیقتر تغییرات قیمت کمک کند. در چنین چارچوبی، هم نقش دولت در وضع مقررات و هم مسئولیت خودروساز در تعیین قیمت باید قابل پیگیری باشد.
روند افزایش ماهانه قیمت کارخانهای، بحث قیمتگذاری خودرو را وارد مرحلهای کرده که در آن، اختیار اقتصادی خودروسازان باید با شفافیت در محاسبه قیمت و پاسخگویی درباره تعهدات فروش همراه شود. در غیر این صورت، حتی اگر قیمتها با هزینههای تولید تطبیق پیدا کنند، نبود اطلاعات روشن میتواند همچنان برنامهریزی مالی خریداران را دشوار کند.